|
سفر می کنم. زیبایی ها را می بینم. خدا را حس می کنم. دلشاد از این همه زیبایی می آفرینم.
|

تکله (دنياي رنگين من)
در غالب تمدنها ، ابديت به شكل دايره و چرخش به تصوير درآمده است. دايره شكلي است كامل و نمادي است از جهان. انسان، خود را در چرخش جهان ميشناسد.
در كار مشاركتي " تكله "Takeleh " دستدوختها ، شكل دايره دارند و به خاطر شباهت دايره با سر انسان ، اين انتخاب صورت گرفته تا نشاني باشد از وجود و هنر آفرينندهاش. در اين كار، بيش از 550 تكهدوزي رنگين و سوزندوزيهای تك رنگ، با قطر50الی36 سانتيمتر، توسط دختران 11 تا 14 ساله ، ساخته شده است.
براي ديدن عكسهاي بيشتر به روي ادامه مطلب كليك كنيد.
خاطرات تصويري از نمايشگاه چهلتكه ؛ كاري از ۴۴۰ دختر خرمآبادي ۱۳۸۸.۳

by Tara
براي ديدن عكسهاي بيشتر برروي ادامه مطلب كليك كنيد.
"Chel-tekke"
Hand is a symbol, coming from ancient customs which is found in most of the cultures in different shapes and meanings and also it is one of the signs which have remained of primary people. palm reading in some cultures was a way to tell the future of people. It is also known as the human second's eye. The form of "hand with open fingers" was used in pre Islamic Iran, but Nowadays it is the symbol of the third Shiites' Imam's brother, Abbas. Forty is a symbolic number to different cultures and also it is a measure to show numerousness. To me "hand" is the sign of human existence and "chel-tekke" is a womanish art, is widespread among different Iranian folks where the colorful textiles are sewed together, making covertures or colorful rugs, needle points and chel-tekke are associated with woman and womanish art. "CHel-tekke" was made of pieces of textiles or trashy clothes, which are a kind of traditional recycling itself, were common in the society. I decided to revive this beautiful art by young girls. It was done by Lor women, native of Lorestan, before. I wanted more than 440 students, 11 to 14 year old girl, to make a "chel-tekke". It lasted 6 weeks to design the form and colors and needlepoint on it. My chel-tekkes are designed with two hands beside each other which convey the existence of human and his art
بركت





Photo by rahele zomorodinia
Khorram abad-19Mey2009
پدربزرگم هميشه به فكر پرندهها است.تا جايي كه برايشان هر روز نان خورد ميكند.از او خواستم تا خورده نانها را به شكل دستش به پرندهها بدهد و بعد با هم به تماشا ايستاديم و لذت برديم.
ما اينجاييم
ساخت دستكش از مواد بازيافتي،توسط دختران ۱۱ تا ۱۳ سال ،در ادامه چهلتكهها
(هر دستي نماديست از انساني)
هر کسی دستی با سلیقه خود ساخت و تزیین کرد . بعضی از بچه ها دست های خود را نگه داشته اند تا در مرحله بعد در طبیعت چیدمان شوند.
گزارش تصویری از نمایشگاه چهل تکه در نگارخانه آوینی خرم آباد


photo by tara





photo by Seyed Mostafa Jahanbakht








photo by tara


photo by mahmoud

سقف یا قفس
باید ساکت و بی توقع همچون بچه گنجشکی ضعیف بود تا سقف بر سرت خراب نشود تا به دروغ احساس آرامش کنی تا بتوانی لااقل در خیالت پرواز را تصور کنی.
....................................................................................................................
در یکی از لانه هایی که پدرم برای پرندگان به دیوار خانه نصب کرده ٬ گنجشکی لانه دارد .
امسال گنجشک خانه ی ما سه جوجه داشت. یکی از آنها خیلی ضعیف بود.نمی دانم حالا زنده هست یا نه.
۱۳۸۸.۳.۱


مرگ چیز غریبی است شاید زیبا باشد ولی سردخانه را دوست ندارم.
انگار در سرد خانه دیگر انسان نیستی.

تعدادي از دانش آموزان مدرسه راهنمايي شهداي فرهنگي خرم آباد ،دوشنبه ششم اسفند ، با همياري هم حدود سيصد تكه دوزي را كنار هم دوختند تا چهل تكه هايي از آن ها بسازند.


هركدام از اين تكه ها را خود آن ها دوخته بودند و حالا با كنار هم گذاشتن آن ها چهل تكه هايي زيبا ساختند.(از همين تكه دوزي ها سه "چهل تكه" ديگر هم درست شده. كنار هم چيدن شان كار من بوده و دوخت آن از مادرم ،كه خياطي را خوب مي داند.)
انتخاب رنگ و دوخت كاملا به عهده خود بچه ها بود. شايد كمي غير حرفه اي اين چهل تكه ها دوخته شدند ؛ولي مهم اين بود كه كار پاياني را خودشان انجام دادند.

تعدادي از دست ها را روي چادري دوختند .(بر گرفته از اثر پنجه هاي گلين روي چادر زنان در روز عاشورا در خرم آباد)




پايان روزي پر از خاطره و تجربه براي همه ما .

1387.12.6

تکه دوزی سنجاق شده به پشت لباسم بازیافتی است از پارچه های دم قیچی مادرم
که دست های پدرم را بر آن نقش بسته ام.
در مقابل چهل تکه ای استاده ام که شاگردانم از خورده پارچه ها یا لباس های کهنه یشان
هر تکه اش را دوخته اند و نقشدست خود یا یکی از نزدیکانشان
را بر آن بسته اند تا برای همیشه حضور انسانی ثبت شود.
عکس از گلنار



چهل تکه ها ۲۱دی ماه در دانشکده هنر شاهد به نمایش گذاشته شدند.


عکس ها از تارا
"Chel-tekke"
Hand is a symbol, coming from ancient customs which is found in most of the cultures in different shapes and meanings and also it is one of the signs which have remained of primary people. palm reading in some cultures was a way to tell the future of people. It is also known as the human second's eye. The form of "hand with open fingers" was used in pre Islamic Iran, but Nowadays it is the symbol of the third Shiites' Imam's brother, Abbas. Forty is a symbolic number to different cultures and also it is a measure to show numerousness. To me "hand" is the sign of human existence and "chel-tekke" is a womanish art, is widespread among different Iranian folks where the colorful textiles are sewed together, making covertures or colorful rugs, needle points and chel-tekke are associated with woman and womanish art. "CHel-tekke" was made of pieces of textiles or trashy clothes, which are a kind of traditional recycling itself, were common in the society. I decided to revive this beautiful art by young girls. It was done by Lor women, native of Lorestan, before. I wanted more than 440 students, 11 to 14 year old girl, to make a "chel-tekke". It lasted 6 weeks to design the form and colors and needlepoint on it. My chel-tekkes are designed with two hands beside each other which convey the existence of human and his art

آب مايع حيات است ودر اسطوره هايمان جاودانگي را در آن مي جويند.
در اثر «پيشکش» آب زلال در قالب «دست» به عنوان نمادي از انسان، به نمايش درآمده است.
اين «دستها» به مرور زمان ذره ذره آب شده و اين آب بهانه اي مي شود براي حياتي ديگر.
مراحل آب شدن اين «دست هاي يخي» که به صورت يک چيدمان ارائه شده بود، توسط راحله عکاسي شد و اکنون بجز عکس ها و حوضي پر آب چيزي باقي نمانده است. (همانند بسياري از خاطرات انسان، که چون تصويري در ذهن ثبت مي شوند.)


این کار در خانه ای ارائه شد که چند روز بیشتر به ویرانیش نمانده بود.
شهریور ۸۷ - تهران


این کار در ادامه کار با دستکش ها درخانه ای چیدمان شد که چند روز بیش تر به ویرانیش نمانده بود.دست ها برای من نمادی از انسان ها هستند.این مکان را به این سبب برای چیدمانم انتخاب کردم چون از جهت نام وکاربرد با دستهایم نزدیکی داشت و در ذهن من فضای کوچکش دنیای کوچک مان را می مانست با آدمهای بسیارش و شاید آنقدر دیدن آنها برایمان عادی شده که دیگر دل نگران مشکلاتشان نیستیم.
از مجموعه کار برای ویرانی
عکاس راحله زمردی نیا
۸۷.۶
بهمن86 براي دومين بار به هرمز رفتم ؛ به همراه گروهي كه همگي شوق ديدن درياي وساحل زيباي آن را داشتند.ما از ساحل به كنار دريا رفتيم ولي چندين سال قبل(سالهاي پاياني جنگ ميان ايران و...) تكه هاي وسايل مسافراني كه يكباره آسمانشان شكافت؛از دريا به كنار ساحل آمد.

عکس از تارا گودرزی
وقتي پرواز 655 مورد هدف قرار گرفت، مسافرانش بين آسمان آبي و درياي نيلگون،سرخ پوش شدند؛بدون هيچ فريادي براي کمک خواهي.

عکس راحله زمردی نیا
اجرای بسیار خوب حسام الدین محمدیان کار را بسیار تاثیر گذار کرد
فریاد را هدیه دادم به تمام قربانیانی که حتی مجالی برای کمک خواهی نداشته اند
جزیره هرمز ۸۶.۱۲