|
سفر می کنم. زیبایی ها را می بینم. خدا را حس می کنم. دلشاد از این همه زیبایی می آفرینم.
|
Christo Javacheff & Jeanne Claude

ازجمله هنرمندان مطرح هنر محيطي، زوجي به نامهاي كريستو و ژانكلود هستند كه از1960 تا به امروز آثار جذاب ، عظيم و پرخرجي خلق كردهاند .آثار اوليه آنها بستهبندي اشياء با پارچه ، پلاستيك ، طناب و امثال آن بود. بسته بندي باعث ميشد كه مخاطب كنجكاو شود و آن شئ اهميت بيشتري از قبل پيدا كند .حجم انتخابي اين زوج براي بسته بندي ، مدام بزرگ و بزرگتر شد تا آنجا كه ساختمان پارلمان آلمان و يا يك كيلومتر از ساحل استراليا را نيز بسته بندي كردند .

از آخرين پرژههاي اين دو هنرمند ،"چتر" در ژاپن و آمريكا است كه 1984 طرح اين پروژه ارائه شد و در اكتبرسال1991 سيصد چتر در كاليفرنيا ، در شمال لس آنجلس، وسيصدچتر در ژاپن،درشمال توكيو، دريك روز برافراشته شدند .هر كدام از اين چترها 20 مترمربع مساحت داشتند با قطر تقريبي 9 متر كه در ارتفاع 6 متري قرار داشتند وقابل باز و بسته شدن بودند . كل پروژه 6 ميليون دلار هزينه در برداشت و 600 نفر با مهارتهاي مختلف در آن همكاري داشتند؛از متخصصهايي كه محل نصب چترها را تايين كرده تا كارگراني كه مسوول بهكارگزاري چترها بودند.
![]()
چترهاي نصب شده در كاليفرنيا به رنگ زرد بودند وچترهاي ژاپن به رنگ آبي. اين چترها درجايي كنار هم قرار گرفته بودند ودرجايي ديگر پراكنده و در كل ، فضاي سورئاليستي را ايجاد كرده بودند.
هنرمندان اين اثر در روز برافراشتن چترها، براي نظارت بر كار،در دو مكان (نيويورك وژاپن) حاضر شدند.
پروژه در جايي قرار داشت كه در روز صدها نفر آن را ميديدند ، درحالي كه خيلي از اين بينندگان افراد عادي بودند . به افرادي كه از كنار اتاقكهاي اطلاعات ؛ كه در ادامه همين پروژه ؛ در مسير چترها در نظر گرفته شده بودند، ميگذشتند ، دو تكه پارچه به رنگ آبي و زرد ميدادند ، كه از همان پارچه بهكار رفته در چترها بود،و اينگونه مخاطب صاحب قسمتي از اثر ميشد.
افراد زيادي ازجمله عكاسان، فيلمبرداران ويا افرادي كه خدمات تورمسافرتي براي ديدن اين اثر را فراهم كرده بودند ؛ و البته افراد بسيار ديگري ؛ در كنار اين پروژه داراي كار شدند و صاحب سود اقتصادي .و اين پرژه كه 6 ميليون هزينه داشت ؛ 9 ميليون دلار را عايد مردم آن منطقه كرد.
بعد از 24 روز چترها برچيده شدند و مواد آن، بازيافت شد؛ البته هزينه اين اثر از فروش طرحهاي آن تامين شده بود و خود اثر براي فروش ساخته نشده بود .
دادن گوشهاي از اثر به مخاطب ، تعاملي است بين هنرمند و مخاطب وهمكاري هنرمند با متخصصهاي مختلف براي ساخت اثر ، مشاركت بين هنرمند و اهل فن را بوجود ميآورد .
آثار ژان كلود و كريستو جزء هنرهاي تكاملي قرار مي گيرد زيرا آندو ، هنرمنداني هستند كه در كنار هم كاري را ميپرورانند تا به نتيجه برسد و در آخر به يك انداره از آن سهم دارند.
بركت





Photo by rahele zomorodinia
Khorram abad-19Mey2009
پدربزرگم هميشه به فكر پرندهها است.تا جايي كه برايشان هر روز نان خورد ميكند.از او خواستم تا خورده نانها را به شكل دستش به پرندهها بدهد و بعد با هم به تماشا ايستاديم و لذت برديم.

photo by shahrnaz zarkesh
Oromieh lake- 08/10/09
پيشكش
اول بار سیاه بود
همچون مرگ هر درختی
و من سفید پوشیده بودم عین تولدم
کنار وسعت آبی
خون خاک را تجربه کرد
و آنگاه که سبز شدم
سیرابم کرد برای پرواز

photo by shahrnaz zarkesh
Oromieh lake- 08/10/09
در پيشكش ؛ چادرم را بر سر می کنم؛ چون در بیشتر سالهای عمر باهم بوده ایم- از نه سالگی؛گاهی با عشق ، گاهی با تنفر- حالا فقط لذت است که می برم- از یکدستی و سفیدیش، بی نقشی اش- و خود را با این همه سپیدی پیشکشی میدانم به عظمتی بی انتها
Offering
It was black at first
just like a death of a tree
and I was covered (dressed) in white
Just like when I was born
By the vastness (eternity) of the beach
The purity of my being experienced the blood of the earth
and then, I was green all over while released of all boundaries
In the cover, I put on my veil since we have always been together, ever since I was 9, Sometimes out of divine love and sometimes out of hatred.
Now I only enjoy it's purity , and it plainness, It's whiteness
and I offer all of this to the endless greatness
اين كار در مكانهاي مختلف به اجرا در آمده و هر بار ،از مواد همان مكان استفاده شده است.براي ثبت اين اجرا ، دوستانم به من كمك ميكنند.(این کار در حیطه enviromental art و Performance art می گنجد)

Photo by rahele zomorodinia
Shor ab-Khorram abad-19Mey2009
Photo by Tara
Shor ab-Khorram abad-31March2009

Photo by rahele zomorodinia
Shor ab-Khorram abad-19Mey2009

Photo by Tara
Shor ab-Khorram abad-20April2009

Photo by rahele zomorodinia
Hormoz island-February2009
Photo by Shahrnaz zar kesh
Polour-July2008
در 3 ژانويه 1967 دريكي از سالنهاي موزه هنر مدرن پاريس ، چهار هنرمند آثار خود را به نمايش ميگذارند . بيورن ، راههاي عمودي قرمز و سفيد ؛ موسه ، دايرهاي سياه بر زمينهي سفيد ؛ پارمانتيه ، راههاي افقي خاكستري و سفيد ؛ و توروني ، نقشهاي مربع شكلي كه آنها را با قلمموي آغشته ، به رنگ آبي ايجاد ميكرد.

روز بعد هنرمندان آثار خود را از نمايشگاه خارج كردند، و به جاي آن پرچمي قرار دادند كه اعلام ميكرد : بيورن ، موسه ، پارمانتيه ، توروني به نمايش نميگذارند.

در اطلاعيهاي كه همان روز پخش شد، گوشزد كردند كه :
ازآنجا كه نقاشي فريز كردن حركت است .
از آنجا كه نقاشي بازنمايي اشياء است .
از آنجا كه نقاشي سكوي پرش تخيل است .
از آنجا كه نقاشي تصوير سازي معنوي است .
از آنجا كه نقاشي توجيه كردن است .
از آنجا كه نقاشي در خدمت هدفي بودن است .
از آنجا كه نقاشي دادن زيبايي و ارزش به گلها ، زنان ، شهوت ، محيط روزانه ، هنر ، داداييزم ، روانكاوي و جنگ در ويتنام است ؛ ما نقاش نيستيم .
اين در حالي بود كه هر چهار نفر نقاش بودند و نقاشي ميكردند ؛ البته بصورت انتزايي .
هدف اين هنرمندان آن بود كه نشان دهند ديگر نقاشي ابزار كارآمدي نيست.حالا زماني است كه هنرمند ميخواهد فراتر برود و اگر نقاشي را به عنوان وسيلهاي براي بيان هنر بپذيريم به ناچار محدودهاي را قبول كردهايم.
اين چهار نفر براي ارائه اين كار به توافقي رسيده بودند و چون همگي هنرمند بودند و ايده پرداز ميتوان گفت در روند شكل گيري اين كار به يك اندازه سهم داشتهاند و در كنار هم كاري تكاملي را ارائه دادهاند و نقشي مساوي در مالكيت اثر دارند .